سلام به روی ماه،خدای بی نهایت زیبارو و عزیزدلم و بخشنده و مهربان
سلام به روی ماه،تمام ملائکه ی مقرب درگاه خدای مهربون
سلام به روی ماه،قرآن کریم بسیار هدایتگر و نورانی و عزیز و عشق و حال خوب کن
سلام به روی ماه،ماه بسیار خوب و عزیز ربیع الثانی
سلام به روی ماه،تمام پیامبران الهی و تمام معصومین ع بسیار هدایتگر و عشق و مطهر و معطر و ناب و عزیز و شجاع و صبور و دلسوز و مهربان و ایثارگر و تمام اولاد و خاندان بسیار عزیز و پاک و شریفشان
سلام به روی ماه،تمام مادران و پدران و همسران و فرزندان بسیار پاکدامن و باتقوا و شجاع و صبور و ایثارگر و دلسوز و مهربان و عشق تمام پیامبران الهی و تمام معصومین ع و تمام شهدا و جانبازان و آزادگان و صالحین و صدیقین و ایثارگران
سلام به روی ماه،تمام اصحاب بسیار باوفا و شجاع و ایثارگر و ناب و پاک و درجه یک و صبور و دلسوز و مهربان و عشق امام حسین ع
سلام به روی ماه،تمام ارواح بسیار پاک و مطهر و عزیز تمام شهدا و صالحین و صدیقین و ایثارگران
سلام به روی ماه،تمام صالحین و صدیقین و ایثارگران در قید حیات
سلام به روی ماه،تمام جانبازان و آزادگان بسیار شجاع و ایثارگر
دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد:
در زمان رسول خدا ص در مدینه مردی بود با چهره ای آراسته و ظاهری پاک و پاکیزه ، آنچنان که گویی در میان اهل ایمان انسانی نخبه و برجسته است ، او در بعضی از شب ها به دور از چشم مردمان به دزدی می رفت و به خانه های اهل مدینه ، دستبرد می زد،شبی برای دزدی از دیوار خانه ای، بالا رفت،دید اثاث زیادی در میان خانه قرار دارد و به غیر از یک زن جوان کسی در آن خانه نیست ،پیش خودگفت :مرا امشب دو خوشحالی است ،یکی بردن این همه اثاث قیمتی و یکی هم در آویختن با این زن،در این حال وهوا بود که ناگهان برقی از غیب به دل او زد ، آن برق راه فکرش را روشن ساخت ،بدین گونه در اندیشه فرو رفت ، مگر بعد از این همه گناه و معصیت و خلاف و خطا به کام مرگ دچار نمی شوم ، مگر بعد از مرگ خداوند مرا مؤاخذه نمی کند ، آیا در آن روز مرا از حکومت و عذاب و عقاب حق راه گریزی هست ؟آن روز پس از اتمام حجت باید دچار خشم خدا بشوم و در آتش جهنم برای ابد بسوزم ،پس از اندیشه و تأمل به سختی پشیمان شد و با دست خالی به خانه ی خود برگشت ،چون آفتاب صبح دمید،با همان قیافه ی ظاهر الصلاحی و چهره ی غلط انداز و لباس نیکان و صالحان به محضر حضرت رسول ص آمد و در حضور آن حضرت نشست ، ناگهان مشاهده کرد ، صاحبخانه ی شب گذشته ، یعنی آن زن جوان به محضر مبارک پیامبر ص ، شرفیاب شد و عرضه داشت :زنی بدون شوهر هستم و ثروت زیادی در اختیار من است ،قصد داشتم شوهر نکنم ، شب گذشته به نظرم آمد،دزدی به خانه ام آمده ، اگر چه چیزی نبرده ولی مرا در وحشت و ترس انداخته، جرأت اینکه به تنهایی در آن خانه زندگی کنم، برایم نمانده ، اگر صلاح می دانید برای من شوهری انتخاب کنید ، حضرت به آن دزد اشاره کردند ، آنگاه به زن فرمودند:که اگر میل داری تو را هم اکنون به عقد او در آورم ، زن عرضه داشت : از جانب من مانعی نیست ، حضرت آن زن را برای آن شخص عقد بست ، باهم به خانه رفتند، آن مرد،داستان خود را برای زن گفت که آن دزد من بودم که اگر دست به دزدی زده بودم و با تو چند لحظه بسر می بردم ، هم مرتکب گناه مالی شده بودم و هم آلوده به معصیت شهوانی و بدون شک ، بیش از یک شب به وصال تو نمی رسیدم و آن هم از طریق حرام،ولی چونبه یاد خدا و قیامت افتادم و نسبت به گناه صبر کردم و دست به جانب محرمات الهیه نبردم، خداوند چنین مقرر فرمود که امشب از درب منزل وارد گردم و تا آخر عمر با تو زندگی خوشی داشته باشم
پی نوشت :داشتم به این فکر می کردم که آدمیزاد که جانش به مویی بند هست و با پریدن آب دهان در گلو ،می تواند به راحتی رهسپار دیار باقی شود، چرا غرور برش می دارد و در برابر خالق مهربانش سرکشی می کند؟خالقی که برای انسان و رشد و پیشرفت استعدادهایش این همه نعمت های زیبا و رنگارنگ خلق کرده است ،با این حال چرا بشر ناسپاسی می کند و قدر نعمتها را نمی داند و از آنها در جهت مسیر رشد و تعالی و نزدیک شدن به خدای مهربون استفاده نمی کند؟خالقی که سراسر برایش خیر محض می خواهد ، چیزی که از نظر ما در ظاهر شر هست از نظر خدای مهربون خیر مطلق است و چیزی که از نظر ما در ظاهر خیر هست ،از نظر خدای مهربون ،شر مطلق است ،چون تنها خداست که از باطن و نهان ،همه چیز خبر دارد ،نمرود را پشه ای ضعیف از پا درآورد ، پس ببینید این انسان مغرور حتی توان مقابله با یک پشه را ندارد ، اما چگونه در برابر خدا گردن کشی می کند و ادعای خدایی می کند،بعضی از انسان ها را آنقدر غرور بر می دارد که ادعای خدایی دارند،کمی التماس تفکر ،به خدا اعتماد و توکل کامل داشته باشیم و همه چیز را به دامن پر از مهر و عشقش بسپاریم و از خودخواهی و غرور دست برداریم و در برابر خالق متواضع و فروتن باشیم و با عمل به دستوراتش و ترک محرماتش، به عاقبت بخیری برسیم ،همانطور که به پزشک و وکیل و بقیه اعتماد می کنیم ،اگر ذره ای از ته قلب به خدای مهربون اعتماد کنیم ، کارهایمان درست می شود و سرو سامان می گیرد و بندگی خدای مهربون رو آنطور که شایسته ی خالقمون هست، بکنیم و قدر نعمت ها و داشته هامون رو بدانیم و شکر عملی و لفظی خدای مهربون رو بجا بیاریم و از نعمتهای خدای مهربون در جهت رشد و پیشرفت و تعالی و نزدیک شدن به خدای مهربون استفاده کنیم و خود را برای خدای مهربون خالص کنیم و کوچکترین و بزرگ ترین کارهای زندگیمون رو فقط برای رضای خدای مهربون انجام بدهیم و همیشه راضی باشیم به رضای خدای مهربون ،چون او همیشه خیر محض ما را می خواهد
یا لطیف
ارحم عبدک الضعیف الذلیل
سلام مریم جانم
انشالله خدای مهربان ما را آنی و کمتر از آنی به خودمان وانگذارد
یاد خدا در هر حال باعث آرامش است
سلام به روی ماهت نازنینم


یه الهی آمین از ته قلب به این دعای بسیار زیبایت می گویم
الهی آمییییییییین
به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بله ،قلب و دل و جان و جسم انسان با یاد خدا به آرامش بی نظیری دست پیدا می کنه ، آرامشی از جنس خدا که بسیار سبز و زیبا و بی انتهاست و الهی که همیشه دل و جان شما عزیزم و تمام مردم جهان با یاد خدای مهربون در آرامش محض باشه الهی آمین
به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم