سلام به روی ماه خدای بسیار زیبا و مهربان و بخشنده و عزیز دلم
سلام به روی ماه رسول الله ص
سلام به روی ماه مولا علی ع
سلام به روی ماه حضرت زهرای اطهر س
سلام به روی ماه ده دسته گل خوشبوی محمدی
سلام به روی ماه دوازدهمین دسته گل خوشبوی محمدی و خوشبوترین گل نرگس جهان
سلام به روی ماه تمام خاندان پاک ومطهر اهل بیت ع
سلام به روی ماه یاران بسیار پاک و باوفای امام حسین ع
خاطره ای از اسارت شهید سرلشکر خلبان ، حسین لشگری :
اولین اسیر ایرانی در جنگ تحمیلی و آخرین اسیری بو د که آزاد شد ، آنقدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی بهش گفته بود تو به ایران باز نمی گردی ، بیا همین جا تشکیل خانواده بده ، همسر شهید لشگری می گفت : خدا حسین رو فرستاد تا سرمشقی برای همگان باشد ، او اولین کسی بود که رفت ،یعنی اولین اسیر بود ، و آخرین نفری بود که از اسارت برگشت ، و اسیر که شد پسرش علی ۴ماهه بود و به هنگام آزادیش ، علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود ، وقتی بازگشت از او پرسیدند : این همه سال را در انفرادی چگونه گذراندی ؟ و او گفت : برنامه ریزی کرده بودم. و هرروز یکی از خاطرات گذشته را مرور می کردم ،سالها در سلول انفرادی بود و با کسی ارتباط نداشت ، قرآن را کامل حفظ کرده بود ، زبان انگلیسی می دانست ، وبرای ۲۶سال نماز قضا خوانده بود ، حسین می گفت : از هیجده سال اسارتم ، ده سالی که تو انفرادی بودم با یک مارمولک هم صحبت می شدم ،ومی گفت بهترین عیدی که در این ۱۸سال اسارت گرفتم ، یک نصفه لیوان آب یخ بود ، عید سال ۷۴ بود ، سرباز عراقی نگهبان، یک لیوان آب یخ می خورد و می خواست باقی مانده آن را دور بریزد ، نگاهش به من افتاد و دلش سوخت ، و آن را به من داد، این را بگویم که من مدت ۱۲سال در حسرت دیدن یک فضای سبز و یک منظره بودم و حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم
شهید حسن باقری :
اگر دو چیز را رعایت کنی ، خدا شهادت را نصیبت می کند ، یکی پر تلاش باشی و دومی مخلص ، این دوتا را درست انجام بدهی ، خدا شهادت را هم نصیبت می کند
پی نوشت ۱:
قدر تک تک ثانیه های عمرتون رو بدانید و حتی یک صدم ثانیه رو هم به بطالت نگذرونید و از تک تک ثانیه برای انجام کارهایی که رضایت خدای مهربون در آن است به نحو احسن استفاده کنید ، مثل این شهید بزرگوار که از تک تک لحظاتش در سلول انفرادی استفاده کرد ، و این نمونه رو اینجا آوردم که الگویی برای هممون باشد
خداجانمان با توکل بر خود مهربونت و تلاش مضاعف خودمان ، کمکمون کن که حتی یک صدم ثانیه هم وقت مرده نداشته باشیم و همش از تک تک وقتهامون بری انجام کارهایی که رضایت تو مهربونمون در اون هست به نحو احسن استفاده کنیم
وخدای عزیزمان کمکمون کن باتوکل بر خود مهربونت و تلاش مضاعف خودمان ، در دسته ی بندگان مخلصت قرار بگیریم
به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص:
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
برحمتک یا ارحم الراحمین
آمین یا رب العالمین
پی نوشت ۲:
همسر من ، وقتی یک کاری رو برام انجام میده ،حتی ساده ترین و کوچک ترین کارها رو با نهایت عشق برام انجام میده ، اصلا و ابدا اهل ابراز عشق به صورت کلامی نیست و به صورت عملی عشقش رو بروز میده ، چند روز پیش به همسرم میگم ، من هردفعه ناخن هام رو می گیرم گوشه میده ، تو چطوری می گیری که گوشه نمیده ؟
گفت: بیا عملی یادت بدم ، خلاصه با حوصله و عشق وصبر وعملی یادم داد و نصف ناخن های دست ها و پاهایم رو گرفت و برای اینکه مطمئن بشه که ، آموزشی رو که بهم یاد داده رو درست یادم گرفتم یا نه ، من بقیه ناخن های دست ها و پاهایم رو خودم تحت نظارتش گرفتم ، و خوشبختانه با موفقیت از پسش بر آمدم و همسر نمره قبولی به من داد
هدفم از گفتن این موضوع این بود که حتی کوچک ترین کارها و هرکار دیگه ای رو که برای همسر ویا سایر اعضای خانواده و یا هرکس دیگه ای انجام میدید با نهایت عشق و صبر و حوصله وبرای رضای خدا انجام بدید وحتما اجرتون هم پیش خدای مهربون محفوظ هست
منم کلی دعاهای خیر بدرقه ی راهش کردم
و گفتم الهی که عاقبت بخیر بشی و خیر از جوانیت ببینی و الهی که امام حسین ع و یارانشون شفیعت بشند در روز قیامت نزد مهربان پروردگارمون ، الهی که ازآب گوارای حوض کوثر بنوشی به برکت صلوات برمحمد ص و آل محمد ص:
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
برحمتک یا ارحم الراحمین
آمین یا رب العالمین
یا لطیف
ارحم عبدک الضعیف الذلیل
شهیدی که با شهادتش توانست جان بیش از ۴۰زائـر حرم حضرت زینب سلاماللهعلیها را نجات دهد!
روز دوم اسفند۱۳۹۴، حجت که اتاقش نزدیک حرم حضرت زینب سلاماللهعلیها بود، بعد از نماز صبح پنجره اتاق را باز کرد و رو به حرم حضرت زینب گفت: «۱۵سال برایتان نوکری کردم، یک شبش را بخرید و من در شب شهادت مادرتان شهید شوم!»
غروب همانروز، مصادف با شب شهادت حضرت زهـرا سلاماللهعلیها، درحالیکه قرار بود حجت و دوستانش دو روز دیگر به مناطق عملیاتی بروند، متوجه یک عملیات انتحاری نزدیک حرم حضرت زینب سلاماللهعلیها میشوند؛ پس از انفجار اول، شهید به سرعت به کمک مجروحان رفتند ولی دقایقی بعد، عامل انتحاری دوم و سوم منفجر شد و حجت را به آرزوی دیرینهاش رساند.
شهید همانند حضرت زهـرا سلاماللهعلیها از ناحیه پهلو، صورت و بازو مجروح شد؛ مقدار ترکشها در ناحیه پهلو بهقدری بود که به گفته یکی از همرزمانش اگر حجت نبود، این ترکشها به ۳۰ تا ۴۰نفر اصابت میکرد، حجت به سوی شهادت شتافت تا بسیاری را به زندگی امیدوار کند.
شهید حجت اسدی
اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ
الهی که این شهید بزرگوار که مثل بانو فاطمه زهرا س ،
به مقام رفیع شهادت رسیدند ، در روز قیامت نزد مهربان پروردگارمون شفیعمون باشند به بر کت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :





اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
الهی که ما هم مثل این شهید بزرگوار ، بتونیم نجات دهنده ی جان انسان ها باشیم در همه ی موارد که شامل ، کمک های روحی و جسمی و فکری ومعنوی می شود
به برکت صلوات بر محمدص و آل محمد ص:
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مریم شهید لشگری مال شهری که توش زندگی می کنم با همسرم بعد ازدواج
نمی دونم گفتم بهت یانه اخه تو وبلاگ نگفتم
بعد ازدواج اومدم قزوین شهر زادگاه همسرم.
خدا رحمتش کنه
به قدری دلم میگیره بخوام سرگذشتاشون بخونم
از خدا فقط صلح صلح صلح می خوام.
چقدر هسمرت خشوبخت تورو داره و چقدر مهربون
خدا حفظتون کنه واسه هم...
اگه سعید بود کلی غر یم طد و میگفت واااا بلد تیستی و هزارتا ایرادم می گرفت ازم
سلام نازنینم، سلام عزیزدلم








عزیز دلم عباداتت قبول درگاه خدای مهربون باشه
ویه دنیا ممنونم از دعای خیرت عزیز دلم و الهی امین و اجرت با خدای مهربانی ها
پس همسرت با این شهید بزرگوار ، همشهری بودند
خدا رحمتشون کنه و الهی که از پیش خدا ی مهربون دعاگوی همه ی ما باشند ،و شفیعمون در روز قیامت نزد مهربون پروردگارمون باشند ، والهی که خدای مهربون به حق وجود نورانی حضرت زهراس صلحی سبز و زیبا بر جهان حاکم کنه والهی که خدای مهربون خود نازنینت و همسر عزیزت و دوقلوهای عزیز و نازتر از گلت رو در پناه خودش شاد و سلامت و عاقبت بخیر و موفق و خوشبخت خیلی حفظ کنه وخدای مهربون عشق بین خودنازنینت و همسر عزیزت رو هرروز پررنگ تر و شعله ورتر و بیشتر از قبل بکنه به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص:
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
عزیز دلم ، آقا سعیدم خیلی خوشبختند از داشتن گل بانویی مثل تو
بوس به لپ های خودت و دوقلوهای نازت
سلام مریم عزیزدلم
خاطرات شهید لشکری برای من خیلی خیلی جالب بود
چه چیزای نابی پیدا می کنی مریم جان.دست های گلت درد نکنه
خداجون هر روز عشق و محبت بین تو و همسرمحترمتون رو بیشتر از روز قبل کنه.لذت بردم
سلام به روی ماهت تی تی جون عزیز دلم ،تی تی قشنگم





عباداتت مقبول درگاه حق عزیز دلم
قربونت برم مهربونم ، خیلی خوشحالم که بهره بردی عزیزم
خیلی ممنونم از دعای بسیار قشنگت گلم ، والهی آمین واجرت با خدای مهربانی ها
الهی که خدای مهربون در پناه خودش تو نازنینم و مامان گلی و نیکان جونم و حسین آقای گرامی رووسایر اعضای خانواده ات رو شاد و سلامت و عاقبت بخیر و موفق و روسفید و خوشبخت خیلی حفظ کنه و خدای مهربون ، عشق بین تو نازنینم و حسین آقای گرامی رو هم هرروز پررنگ تر و شعله ورتر و بیشتر از قبل بکنه
به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
الهی امییییین
سلام مریم جانم
خدا شما و همسرتون رو در پناه خودش حفظ کنه
واقعا چقدر پرانگیزه و قدرتمند و مصمم بودن آقای لشکری... آخرش پس چطور شهید میشن؟
سلام عزیزدلم ، مرضیه جانم





طاعات و عباداتت مقبول درگاه حق تعالی
خیلی ممنونم از دعای خیرت نازنینم واجرت با خدای مهربانی ها والهی امین
خدا جونمون خودت و پدر و مادر گلت رو و سایر اعضای خانوادت رو در پناه خودش شاد و سلامت و عاقبت بخیر و موفق و خوشبخت خیلی حفظ کنه
به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
الهی آمیییییییین
دقیقا ، البته تو خودت هم خیلی دختر پر انگیزه و پرتلاش و قدرتمندی هستی ، ومن خیلی چیزها ازت یاد گرفتم نازنینم
گلم آخرش از اسارت رها می شوند ، وبعد از اسارت به مقام رفیع شهادت نائل می شوند
الهی که در جهان آخرت شفیع و دستگیر ما نزد مهربان خدایمان باشند به برکت صلوات بر محمد ص و آل محمد ص :
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
الهی امیییین