معبود زیبا ی جهان

معبود من قلبم به عشق تو زنده است

معبود زیبا ی جهان

معبود من قلبم به عشق تو زنده است

هدیه ی یک دانش آموز به مادرش در سال ۱۳۸۱

سلام به روی ماه ، خدای بی نهایت زیبارو و بخشنده و مهربان و عزیزدلم 

سلام به روی ماه ، تمام ملائکه ی مقرب درگاه خدای مهربون 

سلام به روی ماه ،روزی که به واسطه ی میلاد پربرکت و با سعادت حضرت زهرای مرضیه س به نام روز زن و روز مادر نامگذاری شده است 

سلام به روی ماه ،  حضرت خدیجه کبری س بانویی که درراه اسلام با مال و جانش بسیار ایثارگری و فداکاری کرد ، و بهترین و نمونه ترین مادر برای بانو حضرت زهرای مرضیه س و بهترین و نمونه ترین همسر برای رسول نورو مهربانی ص بود و در دسته ی اولین ایمان آوردگان  به دین اسلام بود 

سلام به روی ماه  ، تمام پدران و مادران وهمسران  بسیار مهربان و دلسوز و فداکار و باتقوا و پاکدامن  تمام پیامبران الهی و تمام معصومین ع و تمام شهدا و جانبازان و آزادگان 

سلام به روی ماه ، تمام پیامبران الهی بسیار فداکار و هدایتگر و دلسوز و مهربان و غیور و شجاع  خدای مهربون 

سلام به روی ماه ، رسول نور و مهربانی ص 

سلام به روی ماه ، بانوی بسیار نازنین و دوست داشتنی  حضرت زهرای مرضیه س و شوهر بسیار پاک و عزیز و شریف و مهربانش مولا علی ع

سلام به روی ماه ، ده دسته گل بسیار پاک و ناب و زیبا و عزیز و خوشبو و معطر و دوست داشتنی محمدی ، مولا علی ع و بانو حضرت زهرای مرضیه س 

سلام به روی ماه ، آخرین دسته گل بسیار پاک و ناب و زیبا  و عزیز و خوشبو  و معطر و دوست داشتنی محمدی ، مولا علی ع و بانو حضرت زهرای مرضیه س و خوشبوترین گل نرگس جهان 

سلام به روی ماه ، تمام اولاد بسیار پاک و شریف و عزیز و مطهر تمام پیامبران الهی و تمام معصومین ع 

سلام به روی ماه ، تمام اصحاب بسیار پاک و عزیز و باوفا و شجاع و دلسوز و غیور و دلیرو فداکار  امام حسین ع

سلام به روی ماه ، تمام خاندان بسیار پاک و مطهر وعزیز و شریف تمام پیامبران الهی و تمام معصومین ع

سلام به روی ماه ، تمام ارواح بسیار پاک و مطهر تمام شهدا و صالحین و صدیقین 

سلام ویژه ، خدمت تمام مادران و دختران و زنان و همسران ومادران خفته درخاک و تمام  انسانی هایی که در جهان با الگوگیری از حضرت زهرای مرضیه س سعی  دارند که بهترین بنده برای خدای مهربون و بهترین مدافع برای امام زمان عج و بهترین دختر برای والدین خود و بهترین همسر برای همسران خود باشند وتمام کسانی که در حق کودکان بی پناه مادری کردند و  تمام کسانی که در حق پدر و مادرشان ، مادری کردند و برای تمام کسانی که برای فرزندانشان هم مادری و هم پدری کردند 

هدیه ی یک دانش آموز به مادرش در سال ۱۳۸۱:

این دانش آموز عزیز تعریف می کند: 

همه جا حرف از مادر و زحمت های او بود ، ومدرسه شور و هیجانی به یاد ماندنی داشت ، این شورو هیجان در کوچه و خیابان نیز به چشم می خورد ، وروز مادر و هفته ی  گرامیداشت مقام  زن ، تازه شروع شده بود ، وهمه ی بچه ها درباره ی ‌هدیه ای که می خواستند به مادرانشان بدهند ، حرف می زدند واز هر فرصتی  برای مشورت  با بچه های دیگر  برای خریدن هدیه استفاده می کردند ، وفقط من بودم که تنها در گوشه ای از حیاط  می ایستادم و رؤیای خوشحال کردن  مادر  رادر ذهن می پروراندم ، آخر من پولی  برای خریدن هدیه ای  که مادرم را خوشحال کند ، نداشتم ، ‌و انگار تمام غم های عالم روی دوش من بود ، واصلا دلم نمی خواست بخندم ،و یا در شادی بچه ها شریک باشم ، ودلم می خواست باارزش ترین چیز را که می توانستم به مادرم هدیه کنم‌، اما هرچه فکر می کردم ، چیزی به ذهنم نمی رسید ، ازیکی شنیدم که گفت : با یک نامه هم می شود از زحمات مادر تشکر کرد ، خواستم نامه بنویسم وتمام احساساتم  را برای مادر که با خون دل بزرگم کرده بود ، شرح دهم ، اما…. ناگهان یادم افتاد مادر سواد خواندن که ندارد هیچ …….فارسی هم بلد نیست ، کسی هم نبود که نوشته ام را برایش ترجمه کند ، آخر زبان اصلی ما ترکی آذری بود ، ومادر از فارسی هیچ نمی فهمید ، چهار روز  از هفته ی زن گذشت ، و هرروز یکی  از کلاسها مسؤولیت  اجرای  برنامه های روز مادر را بر عهده داشت ، از من خواسته بودند ، نمایشنامه ای  کوتاهی  درمورد مادر بنویسم ، ومن  نمی دانستم به مادر که هدیه ای نداشتم به او  بدهم فکر کنم ، یا به نمایشنامه ، وشب و روز برایم یکسان سپری می شد ، ومن اصلا متوجه ی گذشت زمان نبودم ،  دلم می خواست  هدیه ای را به مادر بدهم  که تا به حال کسی نداده  باشد ، ولی …….، به حضرت زهرا س متوسل شدم ، تا کمکم  کند مادرم را خوشحال کنم ، وهرطور بود نمایشنامه ای ترتیب دادم و اجرا شد ، اما خودم اصلا متوجه نبودم که چگونه گذشت ، وبرای ثروتمندان و آنان که دستشان به دهنشان می رسد ، دادن  هدیه کار سختی نیست ، ولی  برای ما که پول تو جیبی هم نداشتیم یک آرزو بود ،و آخرین روز از هفته زن بود ومن غمگین وناراحت در گوشه ی اتاق نشسته بودم و به قفسه ی کتاب‌هایم چشم دوخته بودم ، وآنقدر توی این هفته فکر کرده بودم که ذهنم پر بود از فکرهای پوچ و توخالی ، احساس می کردم ، مادر منتظر است تا من هدیه اش را بدهم و از او تشکر کنم ، وبا اینکه می دانستم او هیچ توقعی از ما ندارد ، وخودش همیشه می گفت : موفقیت شما در درس و زندگی و رعایت  ادب و احترام نسبت به من و پدرت و دیگران ، بهترین هدیه ای است که من می گیرم ، وداشتم به بچگی خودم فکر می کردم ، به زمانی که نه حرف زدن بلد بودم و نه راه رفتن و ………….آن زمان که وقت و بی وقت گریه می کردم . و همه از دستم عصبانی می شدند وتنها مادر بود که با صبر و حوصله ی تمام بغلم می کرد ، و آرامم می نمود ، و با خنده ی من می خندید و با گریه ی من گریه می نمود ، زمانی که تمام آرزوهایش در من و در آینده ی من جمع شده بود ، وحالا که برایم همه چیز بود ، دلگرمی ، پشتیبان ، امید و آینده و……او همه چیز من بود ،ودر یک جمله چراغ زندگیم بود در پیچ و خم آینده ، ودراین فکرها بودم که ناگهان یک فکر خوب به ذهنم رسید ، ویادم افتاد که هروقت کتاب می خواندم ، مادرم می گفت به زبان ترکی است ومن با خنده می گفتم نه ، واو آه می کشید و می گفت : می توانی برایم ترجمه اش کنی ؟ ومن هر وقت حوصله داشتم برایش ترجمه می کردم و او با دقت گوش می کرد ، وبا خوشحالی بلند شدم و قفسه ی کتاب ها را باز کردم و دنبال یک کتاب خوب گشتم ، و کتاب بانوی بانوان  را پیدا کردم ، که درباره ی داستان زندگی حضرت فاطمه زهراس ،  است وبه مادرم گفتم : مادر می خواهی برایت کتاب بخوانم ؟ واو با خوشحالی پذیرفت ، وکنارش نشستم وگفتم : مادر ، اگر خوشتان آمد ، دوست دارم این هدیه ی روز مادر من به شما باشد ، ولبخند زیبایی زد و بعد پیشانی ام را بوسید و گفت : باشد دخترم ، وشروع کردم از زمانی که حضرت زهراس به دنیا آمدند و اهل مکه خوشحال  بودند  که حضرت محمدص صاحب پسری نشدند که جانشین ایشان باشد ، ومادر گاهی آه می کشید و گاهی چند قطره اشک از چشمانش فرو می ریخت ، اما برای اینکه من متوجه نشوم ، زود پاک می کرد ، خصوصا آنجا که به صورت مبارک حضرت زهراس سیلی زدند ومیراث پدرشان را تصاحب کردند ،…..و آنجا که محسنش را پشت در سقط کردند ، و شب شهادتشان که از حضرت علی ع خواستند ایشان را تنها غسل کنند و پنهان از دید مردم به خاک بسپارند ، و….،آن  شب که حضرت حسن ع و امام حسین ع وحضرت زینب س نصف  شب از مادر جدا شدند وحضرت علی ع ایشان را تنها در تاریکی شب در قبرستان بقیع به پدرشان سپردند واز آنجا که در عمر کوتاه بیشترین ظلم را از مردم زمانه دیدند ، محل دفن ایشان تا ابد از همه مخفی خواهد ماند ، ودر تمام این مدت مادر آشکارا گریه می کرد ، و وقتی کتاب را بستم و نگاهش در نگاهم گره خورد ، اشک چشمانمش را پاک کرد و در نهایت غمگینی ، لبخندی  زیبا در لبانش نقش بست ، وصورتم را بوسید و گفت : این بهترین هدیه ای است که می توانستم در تمام طول عمرم از کسی دریافت کنم ، وباز ابر چشمانش شروع به باریدن  کرد ، ومثل شبنم روی گل گونه هاش نشست ، گلی که در حین پژمردگی زیباترین گلی بود که می شناختم ، وبیشتر از این نتوانستم ، نگاه  بارانیش را تحمل کنم ، ودستش را بوسیدم و گفتم : همیشه مدیون توأم ای مادر 

پی نوشت :

فرارسیدن سالروز ولادت پربرکت و با سعادت حضرت زهرای اطهر س  ،وروز مادر و روز زن  خدمت محضرشریف  پسر بسیار عزیز و شریفشون امام زمان عج و برتمام دختران و زنان و مادران و همسران و مادرانی که خودشان مادر نشدند ولی مادر کودکان بی پناه شدند و مهر و محبت خود را نصیب دیگر کودکان کردند و بر تمام انسان‌هایی که در سراسر جهان حضرت زهرا س رو الگو و سرمشق قرار دادند و همچنین بر تمام مادران  سفر کرده به سوی حضرت حق در سراسر جهان  و بر تمام کسانی که در حق پدر و مادرشون مادری کردند و تمام کسانی که در حق فرزندانشان هم مادری و هم پدری کردند بسیار زیاد مبارک باد 

خدا جانمان از تو می خواهیم :

روح تمام مادران خفته در خاک جهان  ، با حضرت زهرای مرضیه س محشور بشوند و روحشون در شادی  و نور و ارامش و مغفرت و رحمت ابدی باشه  و تمام مادران بیمار جهان به زودی زود با لطف و رحمت تو مهربونمون رخت سبز و زیبای عافیت رو بر تن بکنند وتمام مادران در قید حیات جهان  زیر سایه ی خود مهربونت  و معصومین ع پیوسته و مدام سالم و سلامت و شاد وآرام و عاقبت بخیر باشند و به واسطه ی دعای حضرت مادرس ،دامن تمام  زنان جهان سبز بشه و تمام مردم جهان عاقبت بخیر بشوند

به بر کت صلوات بر محمدص و آل محمدص :

اللهم صلی علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم 

بر حمتک یا ارحم الراحمین 

آمین یا رب العالمین 

یا لطیف 

ارحم عبدک الضعیف الذلیل 

نظرات 1 + ارسال نظر
حمیده یکشنبه 3 بهمن 1400 ساعت 14:05 http://www.tast-good.blogfa.com

سلام عزیزم
انشالله این روز زیبا و فرخنده به شما و همه زنان پاک عالم مبارک باشه انشالله.
داستان قشنگی بود.
واقعا خیلی هدیه ها از ته دل هستند و خیلی بر دل می‌نشینند.

سلام به روی ماهت گلم
برشما وبر تمام بانوانی که در سراسر جهان پیرو راه حضرت زهراس هستند هم این روز بسیار زیبا و سبز و ارزشمند و فرخنده و مبارک بسیار مبارک باشه
بله حمیده جونم ، تو هدیه دادن اون نیت قلبی خیلی مهمه ، اینطوری میشه که بعضی از هدیه ها واقعا برای آدم خاص و ارزشمند میشه ، چون بایه دنیا عشق خالص تقدیم آدم میشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد